لحظه تحویل سال، چه اتفاقی در آسمان می افتد؟
لحظه تحویل سال، چه اتفاقی در آسمان می افتد؟
معمولاً هنگامی كه یك سال شمسی به روزهای پایانی خود می رسد، صحبت از ویژگی های سال آینده شروع می شود. از بین این بحث ها، یك بحث بیش از بقیه جلب توجه می كند و آن، «لحظه تحویل» سال آینده است. طبق سنت، در این لحظه همه افراد خانواده دور هم جمع می شوند و بنا بر رسوم باستانی خود، آغاز سال نو را جشن می گیرند. این لحظه ای است كه خاطره آن همیشه در یادها می ماند اما آیا تاكنون از خود پرسیده اید كه اصولاً این زمان بر چه مبنایی انتخاب و تعیین می شود؟ و در این لحظه چه اتفاقی می افتد كه آن را با آغاز سال پیوند می دهند؟
زمان و تقویم
زمان، انسان را به یاد ساعت و تقویم می اندازد. مطمئناً همه شما با نظام 24 ساعتی شبانه روز آشنا هستید و در زندگی روزانه خود به راحتی از آن استفاده می كنید. این نظام و مفهوم شب و روز، به قدری بدیهی است كه شاید هرگز به منشأ و چرایی آن فكر نكرده اید. اما در سپیده دم تمدن، اجداد ما نمی توانستند این چنین ساده و راحت مفاهیم زمان را درك كنند. شاید نخستین مفهوم گذشت زمان برای آنان طلوع و غروب خورشید بوده است. بالا آمدن گوی فروزانی از شرق و فرونشستن آن در غرب و تكرار مداوم آن، انسان را به مفهوم روز وشب و سپس «شبانه روز» رهنمون شد. این بنیادی ترین جزء یك نظام سنجش زمان است: «پدیده ای متناوب و تكرار شونده» خوشبختانه طبیعت چندین پدیده متناوب دیگر نیز در اختیار انسان قرار داده است و از اینجا بود كه مفاهیم سال، فصل و ماه پدید آمد. اما چرا انسان به واحدهای بزرگتر از روز روی آورد؟ با استفاده از واحدهای بزرگی همچون سال، دهه و قرن كار آسان تر می شود. واحد بزرگتر از روز ماه بود: یک دوره ی اهله ی ماه که از یک بدر تا بدر بعدی، یا از یک هلال نو تا هلال نوی بعدی طول می کشید. این مدت تقریبا 29 تا 30 روز است. بنابر این اولین تقویم های بشر تقویم های قمری بوده است، زیرا تنها با نگاه به شکل اهله ی ماه می توان تشخیص داد که در چندمین روز ماه قرا داریم و احتیاج به هیچ محاسبه ی دیگری نیست.
برای انسان های اولیه، همین كافی بود كه یك سال را به طور تقریبی 360 روز و یك ماه را 30 روز بداند اما پیشرفت تمدن، باعث نیاز به دقت بیشتر در محاسبه زمان شد و این امر، یك مشكل بزرگ را نمایان ساخت: متأسفانه واحدهای بزرگتر از زمان، حاصلضرب صحیحی از واحد های كوچكتر نبودند. به عبارت دیگر، در یك سال نمی توان تعداد صحیحی از شب و روزهای كامل را جای داد. البته گفته بالا به هیچ وجه دقیق نیست. وقتی می گوییم «سال» باید دقیقاً مشخص كنیم كه منظورمان از سال چیست؛ همین طور برای شبانه روز. تعجب نكنید! در «نجوم كروی» چندین نوع سال و روز و ماه وجود دارد. اگر یك متن نجوم كروی مربوط به زمان را بخوانید، مطمئناً از دیدن اسامی عجیب و تعاریف گوناگون دستگاه های مختلف زمان، در شگفت خواهید شد. البته ما قصد نداریم وارد این مبحث گسترده شویم. بلكه فقط چند تعریف ساده شده از آن را كه برای كارمان ضروری است، برمی گزینیم.
دو نوع تقویم
شما احتمالاً با دو نوع از سال ها آشنایید: سال شمسی و سال قمری. مبنای طبیعی این سال ها از نامشان پیدا است. یعنی سال شمسی از حركت خورشید و سال قمری از حركت ماه بهره می گیرد. همانطور كه می دانید، در اصل این زمین است كه به دور خورشید می گردد. اما از آنجا كه حركت، نسبی است؛ ما بر روی زمین تصور می كنیم كه خورشید در طول سال در حال حركت در آسمان است. این حركت در یك مسیر خاص در آسمان صورت می گیرد كه «دایرة البروج» نام دارد و ما بعداً در باره آن بیشتر صحبت خواهیم كرد. این حرکت با حرکت روزانه ی خورشید که از شرق به غرب در 24 ساعت یک دور می زند، فرق دارد. این حرکت را تنها با توجه به ستارگان زمینه ی آسمان می توان فهمید که خورشید در طول یک سال یک دور در میان ستارگان زمینه ی آسمان از غرب به شرق دور می زند.
حال، با توجه به آنچه گفتیم، می توان یك سال شمسی را «مدت زمان حركت خورشید از یك نقطه خاص در آسمان و بازگشت به همان نقطه» تعریف كرد. این ساده ترین سال است كه به آن «سال برجی» هم گفته می شود. از آنجا كه این نوع سال با خورشید در ارتباط است و خورشید هم یكی از عوامل كنترل كننده طبیعت و فصول است، در بیشتر تقویم ها از این نوع سال استفاده شده است. اما در سال قمری، مدت زمان 12 بار دیدن هلال ماه نو یا 12 یار دیدن بدر کامل ماه به عنوان مبنا انتخاب شده است. هرچند این نوع سال بر مظاهر طبیعت و فصول منطبق نیست، اما از آنجا كه تاریخ دین ما براین اساس بنیان شده است، از آن نیز استفاده می كنیم.
برگردیم به سال شمسی، یعنی مدت زمان دو عبور متوالی خورشید از یك نقطه ثابت در آسمان. انسان در اعصار گذشته این مدت زمان را 365 روز اندازه گرفته بود و براساس آن به محاسبه تاریخ می پرداخت. اما به تدریج كه شمار سال ها فزونی یافت، اندیشمندان دریافتند كه این سال های 365 روزی، كم كم از فصول سال انحراف پیدا می كنند. متفكران به این فكر افتادند كه طول سال ها را دقیق اندازه بگیرند. این اندازه گیری ها با همان وسایل ابتدایی نشان می دادند كه طول یك سال شمسی اندكی از 365 روز بیشتر است؛ یعنی حدود 25ر365روزه است.
حال به نظر شما چگونه می توان این 25ر0 روز و یا ساعت را به حساب آورد. توجه كنید كه این 6 ساعت های اضافی، پس از 4 سال، به یك شبانه روز (24 ساعت) می رسند. پس اگر در یك دوره 4 ساله، یك روز به انتهای سال چهارم بیفزاییم وآن را 366 روز در نظر بگیریم، مشكل حل می شود. چرا كه در این صورت 4 سال دارای 1461 روز(366+3×365) خواهد شد. یعنی هر سال به طور متوسط 25ر365 روز خواهد داشت.
این نظام كبیسه ای را بیشتر تقویم های باستانی به كار برده اند(سال چهارم را كه 366 روز است، سال كبیسه می نامند). یكی از این تقویم ها ، «تقویم ژولینی» است كه «ژولیوس سزار» بانی آن بوده است. این تقویم، مبنای تقویم كنونی مسیحی است.
اما كار به پایان نرسید! چرا كه پس از گذشت چند قرن، یعنی در اواخر قرن شانزدهم میلادی، باز تقویم با طبیعت اختلاف فاحشی پیدا كرد؛ طوری كه آغاز فصل بهار كه در ابتدای وضع این تقویم در 21 مارس بود، در سال های 1928 میلادی ده روز به عقب رفته و به 11 مارس رسیده بود.(در مورد چگونگی تعیین آغاز فصل بهار، در ادامه همین مقاله سخن خواهیم گفت). به همین علت پاپ گرگوری سیزدهم با مشورت دانشمندان تصمیم گرفت نظام دیگری برای برقراری سال كبیسه وضع كند. نتیجه این شد كه اولاً10 روز را از تقویم سال حذف كردند. (یعنی در سال 1582 میلادی، روز بعد از 4 اكتبر 1582، 15 اكتبر خوانده شد!) در مورد برقراری كبیسه نیز چنین تصمیم گرفته شد كه در هر چهار قرن به جای 100 سال كبیسه، 97 سال كبیسه در نظر گرفته شود. به این ترتیب كه در سال هایی كه دو صفر ختم می شوند مانند 1700 و 1800، تنها آنهایی كبیسه باشند كه بر 400 قابل بخش هستند (مانند 1600)؛ بنابرین در این دوره 400 ساله تقویم گرگوری 146097 روز (97+400×365) خواهیم داشت كه هر سال، به طور متوسط دارای2425ر365 روز خواهد بود.

امروزه می دانیم كه طول متوسط سال شمسی حقیقی، برابر است با 2421987ر365 روز. بنابرین طول سال در تقویم گرگوری، تنها 0003ر0 روز از طول حقیقی سال بیشتر است و این مقدار، پس از حدود 30.000 سال به یك روز می رسد.
ممكن است این روش را روش هوشمندانه ای بدانید و دقت آن را تحسین كنید، اما باید بدانید كه تقویم دیگری وجود دارد كه دقت آن، بارها بیشتر از تقویم گرگوری است و تقریباً 500 سال پیش از آن (یعنی در سال 1079 میلادی) تدوین شده است. آیا می دانید این چه تقویمی است؟ بله همان تقویمی كه ما امروزه در ایران به كار می بریم (در واقع پایه آن) قبل از بحث در مورد این تقویم، لازم است چند مسئله نجومی را توضیح بدهیم.
كره سماوی و دایرة البروج
شب كه به آسمان می نگرید، اگر آسمان صاف باشد و بتوانید منظره زیبای ستارگان چشمك زن را به وضوح در آن ببینید، با كمی تخیل در خواهیم یافت كه گویی آسمان مانند یك كاسه بزرگ وارونه است كه شما روی زمین، در مركز هندسی آن ایستاده اید. این تصویر به گذشتگان باستانی ما نیز دست می داد. زیرا در نظر اول به هیچ وجه نمی توان دریافت كه این ستارگان در فواصل متفاوتی از ما قرار گرفته اند. به همین دلیل آنان معتقد بودند كه ستارگان همچون پولك هایی درخشان بر سطح درونی یك كره بزرگ آسمانی، به نام «كره سماوی» جای گرفته اند كه زمین در مركز آن است. امروز با آن كه می دانیم این تصورات كاملاً باطل هستند، اما باز هم به منظور سهولت در ثبت مكان «ظاهری» ستارگان، بهتر است از همان مفهوم كهن استفاده كنیم. بنابرین در علم نجوم كروی، زمین نیز، مانند نجوم قدیم در مرکز آسمان قرار گرفته است. در نجوم کروی، مفهوم كره سماوی اهمیت بسزایی دارد و چنین تعریف می شود: كره سماوی كره ای است فرضی كه به مركز زمین وشعاع بی نهایت كه تمام ستارگان بر روی پوسته درونی آن واقع شده اند. با توجه به این تعریف، می توانیم برای چند تا از ویژگی های جغرافیایی كره زمین، در كره سماوی نمونه هایی پیدا كنیم. به عنوان مثال همانطور كه می دانید، در علم جغرافیا یك كمربند بزرگ و فرضی برای زمین در نظر گرفته می شود كه آن را به دو نیمكره شمالی و جنوبی تقسیم می كند. این همان خط استوا است. حال همین خط استوا را برای كره سماوی هم می توان در نظر گرفت. در واقع كافی است فرض كنیم خط استوا آنقدر بزرگ شود تا به كره سماوی بچسبد؛: در این صورت برای كره سماوی هم یك كمربند فرضی بسیار عظیم خواهیم داشت كه آن را «استوای سماوی» می نامیم.
روز اول حمل( فروردین) که زمین به حالت اولیهی خویش باز میگردد، روز اعتدال بهاری است که دقیقا آفتاب به خط استوا میتابد و مدت شبانهروز با هم برابرند، سپس زمین در عرض سهماه حدود ?? درجه و ?? دقیقه و ?? ثانیه رو به جنوب متمایل میشود، به بیانی دیگر خورشید هر روز بالا و بالاتر میآید و ارتفاع آن در لحظه ی ظهر بیشتر و بیشتر می شود. مثلا در اول تیر ماه ارتفاع خورشید ظهر به 5ر77 درجه در تهران می رسد. بار دیگر از آنجا که به مدار راسالجدی(کمربند دوم فرضیی شمالیی زمین و موازی با خط استوا) متمایل میشود و زمین دگر بار به سوی قطب شمال خویش منحرف میگردد، و از اول میزان( مهر) تا جدی (دی ماه)، حداکثر افول خود را دارد و درجدی( دی ماه) تابش خورشید روی مدار راسالسرطان است و ارتفاع خورشید در لحظه ی ظهر بسیار کم است. مثلا در تهران اول دی ماه ارتفاع خورشید ظهر 31 درجه بیشتر نیست. در نتیجهی این حرکات فصول چهارگانه پدید میآیند.
شما احتمالاً از كودكی به یاددارید كه گفته اند خورشید ثابت است و زمین به دور آن می گردد؛ اما همانطور كه قبلاً نیز گفتیم، از آنجا كه ما روی زمین هستیم چنین به نظر می رسد كه زمین ساكن و خورشید در آسمان حركت می كند. به همین ترتیب اگر مسیر حركت خورشید را بر روی كره سماوی دنبال كنیم، یك دایره بزرگ به دست خواهیم آورد كه آن را «دایرة البروج» می نامند و با استوای سماوی زاویه در حدود 5ر23 درجه می سازد. وجه تسمیه این نام، آن است كه بر روی دایره البروج 12 صورت فلكی مهم قرار دارند كه به محدوده هركدامشان یك برج می گویند.
دایرة البروج در دو نقطه، استوای سماوی را قطع می كند كه «اعتدال بهاری» و «اعتدال پاییزی» نام دارند. در واقع وقتی كه خورشید به این دو نقطه می رسد، طول شب و روز با هم برابر شده و یك از دو فصل بهار و یا پاییز آغاز می شوند. یكی از همین دو نقطه، یعنی اعتدال بهاری، نقش اساسی در تقویم شمسی ما دارد.
تقویم جلالی و لحظه تحویل سال
بعد از اسلام در ایران تقویم منظمی وجود نداشت. درمحافل سیاسی و علمی جهان اسلامی كه ایران نیز جزو آن به حساب می آمد، تقویم هجری قمری به كار می رفت، اما در بین عامه مردم ایران، تقویم كهن باستانی (تقویم یزدگردی) معمول بود . اما در حساب های كبیسه های این تقویم سهل انگاری می شد، تاجایی كه در عهد ملكشاه سلجوقی در سالهای ??? و ??? هجریی قمری ، نوروز به اواسط شهریور ماه رسیده بود! این مسائل مشكلات عدیده ای را در حساب های مالی و خراجی یك سال ایجاد می كرد. به همین سبب دانشمندان آن زمان به همت حكیم عمر خیام و با حمایت ملكشاه و وزیر دانشمند وی، خواجه نظام الملك طوسی، به اصلاح و احیای تقویم شمسی قدیم ایرانی بر مبنای هجرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) اقدام كردند و تقویم تازه را به لقب سلطان جلال الدین ملكشاه، تقویم «جلالی» نامیدند.
در این تقویم مقرر شد كه سال با رسیدن خورشید به نقطه اعتدال بهاری آغاز شود. این همان «لحظه تحویل سال» است. بنابرین «لحظه تحویل سال، لحظه ای است بین ظهر روز اول فروردین و ظهر روز آخر اسفند، كه مركز خورشید بر نقطه اعتدال بهاری منطبق شود.»
حال از آنجا كه تقویم هجری شمسی كنونی ما نیز اساساً همان تقویم جلالی است (تنها فرق این دو در مبدأ تقویم است). بنابرین مفهوم تحویل سال در تقویم كنونی ما همان است كه در تقویم جلالی ذكر شد. همچنین بر طبق قوانین این تقویم اگر تحویل سال، قبل از ظهر (ساعت 12) به وقوع بپیوندد آن روز، اول فروردین واگر بعد از ظهر اتفاق بیفتد آن روز آخر اسفند سال قبل خواهد بود.
حال به مسأله محاسبه این لحظه می پردازیم. اگر طول سال شمسی ثابت بود، این محاسبه بسیار ساده بود. زیرا در این صورت، اگر زمان تحویل یك سال را می دانستیم با افزودن تقریباً 6 ساعت به آن زمان تحویل سال بعد را به دست می آوردیم. این 6 ساعت و یا به طور دقیقتر 5 ساعت و 48 دقیقه همان خرده اعشاری در طول سال شمسی (تقریباً 2422ر365 روز) است. اما طول سال همواره ثابت نیست و این به سبب تغییراتی است كه در مسیر حركت زمین در آسمان به وجود می آید. درواقع برای محاسبه دقیق زمان این لحظه باید معادلات حركت خورشید و چندین معیار دیگر را نیز در نظر بگیریم. این محاسبات ومعادلات، نسبتاً پیچیده اند. با این همه، تغییرات مزبور نسبتاً كوچك هستند و شما می توانید برای بدست آوردن زمان تقریبی لحظه تحویل سال های بعد از همان روش گفته شده در بالا استفاده كنید. یعنی كافی است 6 ساعت به زمان تحویل سال بعدبیافزایید. حال دیگر شما می دانید كه حدوداً چه ساعتی باید منتظر تحویل سال 1387 باشید!
منبع:
مجله دانشمند،ش522 س45 ص65
تقویم هجری شمسی: اوج درایت فرهنگی ما

شاید بتوان گفت آنچه كه ملت ایران در باب عید نوروز انجام داده است، یكی از زیباترین و شایسته ترین كارهایی است كه می شود با یك مراسم تاریخی و سنّتی انجام داد. ابتدای سال شمسی ما ایرانیها، - یعنی اوّل بهار - عید نوروز است، و مبدأ آن هجرت پیامبر.
یعنی هم سال شمسی را حفظ کرده ایم و هم مبدأ آن را هجرت پیامبر قرار داده ایم! و این ترکیبی بسیار زیبا و حیرت انگیز از فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی است! بسیاری از کشورها بعد از مسلمان شدن، فرهنگ بومی خود را کاملا از دست دادند، ولی ما با هوشمندی تمام نه تنها زبان خود را حفظ کردیم بلکه بهترین کتابها در زمنیه ی قواعد صرف و نحو عربی را نوشتیم. بزرگترین نحویون زبان عربی ایرانی بوده اند!
درباره ی دیگر عناصر فرهنگی مان هم با هوش و درایت، ترکیبی زیبا و هوشمندانه از دو فرهنگ تولید کرده ایم.
اوّلاً ملت ایران افتخار دارد كه سال شمسی او سال هجری است؛ یعنی همچنان كه سال قمری ما از مبدأ هجرت خاتم الانبیاء علیه و علی آله الصّلاه والسّلام است، سال شمسی ما هم از مبدأ هجرت است. بقیه ملتهای مسلمان برای سال شمسی خود، از سال میلادی استفاده می كنند؛ ولی ما ایرانی ها، هجرت نبیّ اكرم را، هم مبدأ سال قمری قرار دادیم، هم مبدأ سال شمسی.
در ضمن، ابتدای سال را اوّل فصل بهار انتخاب كرده ایم، در حالی كه مسیحیان، اوایل زمستان را اوّل سال قرار می دهند! البته فرق آنها با ما این است كه ولادت حضرت مسیح، تاریخ مشخّصی ندارد و یك مطلب حدسی است؛ در حالی كه هجرت نبیّ مكرّم اسلام، از نظر تاریخی كاملاً دقیق و مشخّص است. به هر حال ما اوّل بهار را ابتدای سال خودمان قرار داده ایم كه این هم یك ذوق و سلیقه ایرانی است.
اوّل بهار، اوّل رویش طبیعت، اوّل بیداری باغ و راغ و بوستان و اوّل بالندگی همه موجودات زنده است. این بهتر از زمستان است كه وقت مردن و انجماد طبیعت و گیاه و نباتات است.
نوروز، یعنی روز نو. در روایات ما - بخصوص همان روایت معروف »معلّی بن خنیس(1)» - به این نكته توجّه شده است. معلّی بن خنیس در كنار امام صادق علیه الصّلاه والسّلام زندگی خود را گذرانده و بعد هم به شهادت رسیده است. معلّی بن خنیس - با این خصوصیات - خدمت حضرت می رود؛ اتفاقاً روز «نوروز» بوده است - در تعبیرات عربی، «نوروز» را تعریب می كنند و «نیروز» می گویند. حضرت به او می فرمایند : «أتدری ماالنیروز؟» آیا می دانی نوروز چیست؟
خود حضرت مثال می زنند و می فرمایند: آن روزی كه جناب آدم و حوّا، پا بر روی زمین گذاشتند، نوروز بود؛ روزی كه حضرت نوح - بعد از توفان عالمگیر - كشتی خود را به ساحل نجات رساند، «نوروز» بوده است؛ روزی كه قرآن بر پیغمبر نازل شد، و روزی هم كه امیرالمؤمنین علیه السّلام به ولایت انتخاب شد، نوروز بوده است.
«یا مقلّب القلوب والابصار. یا مدبّراللیل والنّهار. یا محوّل الحول والاحوال. حوّل حالنا الی احسن الحال»
پی نوشتها:
1). بحارالانوار، ج 95، ص 29
پاسداشت گاهشماری ایرانی
یكی از كوششهای همیشگی ایرانیان باستان، تنظیم تقویمی بوده است كه با تقویم طبیعی و دوره رویدادهای كیهانی، حداكثر انطباق را داشته باشد. این كوشش منجر به ایجاد و بهرهبرداری از تقویمها و نظامهای گاهشماری بسیار متعدد و متنوعی شده بود كه در نهایت با ایجاد و تنظیم تقویم اعتدالی ایرانی به حداكثر دقت ممكن برای تطبیق تقویم قراردادی با تقویم طبیعی دست یافته شد و امروزه نیز این تقویم همچنان دقیقترین تقویم تاریخ بشر شناخته میشود.

تقویمهای متنوعی كه در ایران باستان وجود داشته و هنوز نیز برخی اقوام از آن استفاده میكنند، در انتخاب مبدأ سال و تعداد روزهای هر ماه خورشیدی با یكدیگر تفاوتهایی دارند. بطور نمونه آغاز سال نو در تقویم خوارزمی با ششم فروردینماه گاهشماری ملی ایران، در تقویم كوهدشتی با چهاردهم فروردینماه، در تقویم سنگسری با پنجم اردیبهشتماه، در تقویم طبری/ تبری با دوم مردادماه، در تقویم دیلمی با هفدهم مردادماه، در تقویم میترایی با یكم دیماه، در تقویم پشتكوهی با ششم بهمنماه و در تقویم محلی نطنز و كاشان با یكم اسفندماه مطابق است. اما نكته مهم در این است كه در همه این تقویمها نام ماهها و نام روزها به یك ترتیب و به گونه كموبیش یكسانی ثبت شده است و در نتیجه، هر یك از آن تقویمها برای برگزاری جشنها و آیینهای سالیانه، در مقایسه با تقویمهای دیگر، زمانهای مختلفی را بدست میدهند. بطور نمونه جشن تیرگان (سیزدهم تیرماه) با تقویم سغدی و خوارزمی در هجدهم تیرماه شهریاری، با تقویم طبری در سیزدهم آبانماه و با تقویم دَیلمی در بیستوهفتم آبانماه برگزار شده است و میشود. اما برای همه آنان این روز مطابق با تیـر روز از تیـرمـاه است. از سوی دیگر، همانطور كه گفته شد، تقویمها در ترتیب نام ماهها و روزها با یكدیگر شاهت دارند و این نامها در بین آنها متداول است.
نام روزها
اگر امروزه استفاده از نام روزها در تقویم ایرانی متداول نمیباشد، این به آن معنا نیست كه این نامها نمیتواند در این تقویم وجود داشته باشد؛ بلكه استفاده از آن به دلیل رسمیت نداشتن و نبود كاربرد عمومی، مهجور مانده و از آن غفلت شده است. به عبارت دیگر نام روزهای ماه را میتوان در همه تقویمهای ایرانی بكار گرفت؛ همانگونه كه پیشینیان ما نیز چنین كردهاند. در تقویمهای ایرانی، «هرمزدروز» نام روز نخست ماه، «بهمنروز» نام روز دوم ماه، «شـهریـورروز» نام روز سوم ماه و … است و این ویژگی منحصر به تقویم خاصی نیست. در واقع نام روزها، جانشین شماره روزها شده و میتوان آنرا به هر تقویمی كه از آن استفاده میكنیم، تعمیم داد.

با توجه به نكات بالا و نیز اینكه گاهشماری ایرانی (هجری خورشیدی امروزی)، ادامه تكاملیافته تقویم جلالی، تقویم باستانی شهریاری ایرانی و منسوب به شخص زرتشت و در عینحال تقویم رایج و پذیرفته شده كشور، و نیز دقیقترین تقویم شناخته شده تاریخ بشری است؛ هر یك از جشنهای سالیانه، دقیقاً برابر با شماره همان روز در تقویم ایرانی است و برگزاری مراسم سالیانه با استفاده از تقویمهای محلی و از جمله کتابچه نوظهور برخی از زرتشتیان موسوم به «سالنمای دینی زرتشتیان»، که با دخل و تصرف در گاهشماری ایرانی بوجود آمده است، بـرای كاربردی در گستره ملی، به چند دلیل اشتباه است.
نخست اینكه زمان برگزاری جشنهای سالیانه به روایت متون كهن، تنها با تقویم هجری خورشیدی سازگاری داشته و با تقویم نوساخته یاد شده بالا هماهنگی ندارند. بطور نمونه هنگام برگزاری جشن سـده در منابع قدیم، روز دهـم بهمن برابر با آبانروز از بهمنماه و در فاصله چهل روزه از یلدا آمده كه دقیقاً مطابق با تقویم هجری خورشیدی است در حالیكه در آن تقـویم به اشتباه برابر با مـهرروز از بهمنماه شده است.
دوم اینكه همه اقوام محلی و ایرانیتباران كشورهای همسایه، با وجود تقویم محلی، مراسم ملی را طبق تقویم شهریاری نیز برگزار میكنند و عجیب است كه ما مراسم ملی را به تقویمی محلی انطباق دهیم.
سوم اینكه برگزاری مراسم در زمانهای گوناگون موجب آسیب به همبستگی و وفاق عمومی میشود. به یاد داشته باشیم كه همه كشورها و اقـوام دنـیا بـا وجـود تـقویمهای گوناگـون محـلی (بطور مثال چندین گونه از تقـویم میلادی در كشورهای مختلف وجود دارد)، مراسم عمومی را بـرای پـاسداشت همبستگی مـردم، تنها از یك تقـویم استخراج میكنند.
چهارم اینكه با اینكار زمان مراسم سالیانه را از هنگام طبیعی آن خارج میكنیم. بطور نمونه، برگزاری اشتباه جشن شب چله یا یلدا در بیست و چهارم آذرماه كه بهیچوجه با واقعه طبیعی آن كه انقلاب زمستانی و زایش خورشید باشد، ارتباطی ندارد. این شیوه در ناسازگاری كامل با خواست ایرانیان باستان و معاصر است.
پنجم اینكه دستاورد درخشان پیشینیان خود را كه هزاران سال برای تطبیق تقویم قراردادی با تقویم طبیعی كوشش و ممارست به خرج دادهاند را نادیده میگیریم و از جایگاه ایران به عنوان خاستگاه دقیقترین تقویم جهان، میكاهیم.

کتابچهای كه در سالهای اخیر بدون نام و یا به نام «سالنمای دینی زرتشتیان» با اقتباس و تلفیقی ناهمگون از تقویمهای یزدگردی كهن و نو، اوستایی، گاهَنباری، جلالی، كُردی و شهریاری/ خورشیدی هجری؛ و نیز افزودن بعضی عناصر نوظهور (مانند مبدأ گاهشماری و مبدأ شبانروز) و دخل و تصرف در نظام كبیسهگیری، بوجود آمده، تقویمی نوساخته بوده و در شكل فعلی آن، دارای سابقه تاریخی نمیباشد. این تقویم در اصل (كه گونهای از تقویم یزدگردی بهیزكی بوده)، دارای 12 ماه 30 روزه و 5 روز اضافه در پایان آبانماه (و گاه اسفندماه) بوده است و نظام كبیسهگیری آن یك ماه در هر 120 سال (و گاه 116 سال) میباشد. یعنی روز نوروز و در نتیجه همه ایام سال تا یك ماه از جای حقیقی آن جابجا میشوند. در گونه دیگری از این تقویم (یزدگردی پَـرسی)، نظام كبیسهگیری وجود ندارد و روز نوروز و دیگر روزها و مناسبتهای سالیانه در تمام ایام سال جابجا میشوند. به فرض وجود سابقه تاریخی و اصالت در این تقویم، حداكثر توانایی آن، یك تقویم ساده و ابتدایی محلی برای كسانی است كه آگاهی اندكی از دانش نجومی و گاهشماری دارند تا بتوانند ایام سال را به سادگی (اما با اشتباه) تخمین بزنند.
اشتباه برخی از دوستداران آیینهای ایرانی، از اعتماد بیش از اندازه به این تقویم سرچشمه گرفته و تصور اینكه تغییراتی در گاهشماری ایرانی به وجود آمده است، پنداری نادرست و ناشی از آگاهی كمتر از نظامهای استخراج تقویم و سالشماری بوده است. در سالهای اخیر هیچگونه «تغییری» در گاهشماری اعتدالی ایرانی بوجود نیامده و هنوز دانش بشری امكان ایجاد تغییر یا اصلاحی در ساختار بسیار دقیق و منطقی آنرا بدست نیاورده است.
البته شناخت و شناساندن همه دستاوردهای كهن ایرانیان و از جمله تقویمهای محلی، و حتی انتشار آنها، كاری شایسته و برای پاسداشت آیین نیاكان و تحلیلهایی در تاریخ و به ویژه در تاریخ، علم ضروری است؛ اما بكارگیری آنها در روزگار فعلی و با وجود تقویمی بسیار دقیقتر، موجب پریشانی و آشفتگی در قراردادهای آیینی ایرانیان میشود. فراموش نكنیم كه تقویم نیز همچون ساعت و همه دیگر ابزارهای اندازهگیری و سنجش، یك «قرارداد» است و همانگونه كه استفاده از ساعتی با سازوكار اندازهگیری متفاوت از معمول میتواند نظم و سامان جامعه را مختل سازد، تقویم نیز به همانگونه یك قرارداد اجتماعی است و آشفتگی در آن، آشفتگی جامعه را پدید میآورد.
در پایان توجه خوانندگان را به گفتاری كه همواره از شادروان استاد احمد بیرشك میشنیدم، جلب میكنم كه:
تقویم شهریاری ایرانی/ جلالی/ خورشیدی هجری، حیثیت و آبروی علمی ما در جهان است؛ مباد كه به خود حق بدهیم تا به دلخواهی و ناآگاهی در آن نوآوری كنیم و به اعتبارش صدمه بزنیم.
همچنین گفتاری از آقای رضا عبدالهی (تاریخِ تاریخ در ایران، ص 316) كه به درستی آوردهاند: با آنكه گاهشماری جلالی بیتردید دقیقترین گاهشماری است كه تا به امروز بشر به آن دست یافته است و قانون برقراری كبیسههای آن هوشمندانهترین شیوهای است كه تا به حال در گاهشماریهای عالم بكار گرفته شده است، منجمان درباری قرن دهم به بعد، یا به دلیل عدم درك آن و یا به خاطر باز نگاهداشتن دكان كبیسهیابی و كبیسهفروشی و استخراج تقویم، تعمداً همچون كاهنان رومی … تنها به اعلام سالهای كبیسه و عادی گاهشماری جلالی، آنهم به صورت دلبخواه اقدام میكردند.
باشد تا با شناخت و دریافتن جایگاه بلند تقویم شهریاری/ خورشیدی هجری ایران، در پاسداشت و گسترش یكی از بزرگترین دستاوردهای نیاكان خود كه هنوز رقیبی در جهان ندارد، كوشا باشیم، به آن مهر بورزیم و بدان افتخار كنیم.
تألیف:
رضا مرادی غیاث آبادی



